ميرزا حسين النوري الطبرسي
220
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
به قرينهء خبر اول معلوم مىشود مراد ، نور ظاهرى است و الّا ممكن است كه گفته شود نور معنوى است كه نور علم و حكمت و عدل باشد . در غيبت فضل بن شاذان به سند صحيح از آن جناب مروى است كه فرمود : « هرگاه قائم ما برخاست ، روشن مىشود زمين به نور او و بىنياز مىگردند بندگان از ضوء آفتاب و تاريكى مىرود و عمر مىكند مرد ، در ملك آن جناب ، تا آن كه متولّد مىشود براى او هزار پسر و متولّد نمىشود در آنها براى او دخترى و ظاهر مىكند زمين ، گنجهاى خود را تا اين كه مىبينند آنها را مردم ، بر روى زمين و طلب كند مردى از شما ، كسى را عطايى نمايد به او از مال خود و بگيرد آن كس از او زكات او را كه نيابد احدى را كه قبول كند آن را و بىنياز باشند مردم به سبب آن چه روزى كرده خداى تعالى ايشان را از فضل خود . » « 1 » سىام : بودن رأيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آن جناب كه جز در بدر و روز جمل ، ديگر باز نشده . شيخ نعمانى از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود در خبرى : « رايت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را جبرئيل ، روز بدر نازل نمود و نبود آن ، و اللّه از پنبه و نه از كتان و نه از ابريشم و نه از حرير . » راوى پرسيد : پس از چه بود ؟ فرمود : « از برگ بهشت باز كرد آن را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روز بدر . آنگاه پيچيد آن را و داد به على بن ابى طالب عليه السّلام . پس پيوسته نزد آن جناب بود تا روز بصره شد ؛ پس باز كرد آن را امير المؤمنين عليه السّلام ؛ پس خداى تعالى ، براى او فتح كرد ؛ آنگاه آن را پيچيد و آن ، در نزد ماست . در اينجا ؛ باز نمىكند آن را احدى تا برخيزد قائم عليه السّلام . پس هرگاه برخاست ، آن را باز مىكند . پس نمىماند در مشرق و نه در مغرب احدى ، مگر آن كه ملاقات مىكند آن را و سير مىكند رعب از پيش روى آن ، مسافت يك ماه و از
--> ( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ذيل حديث سى و نهم ، ص 303 .